موسيقی سرشار، ترانه لبریز باز هم صدای پای بزرگان می آید بعد از گذشت سالها دوباره یاران گرد آمده اند.....
شب مرد تنها به همراه مولای سبز پوش می آیند ولی این بار.......
این بار همراه آنها نیست ، سالار نت ها خالق ماندگارها........
چقدر سخت بود آن روز که استاد رو، روی تخت بیمارستان دیدم سخت تر آن بود که خبر مرگش رو شندیم .
10 دقیقه سکوت کردم ودر توهم فرو رفتم زیر لب زمزمه کردم تن تو کو تن صمیمی تو کو
دیگر نمتوانستم چیزی بگم فکر میکردم دیگه همه چیز تمام شد ، دست استاد از دنیا کوتاه شد از ته دل بلند گفتم :
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
موسیقی نمی میرد عاشقان بیدار باشید تو خورجین مولای سبز پوش آخرین ملودی های منتشر نشده استاد نقش بسته است.
خورجینم اگه قدیمی اگه بی رنگه و پاره
برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره
واسه من بود و نبوده هرچی که دارم همینه
خورجینی که قلب این عاشق ترین مرد زمینه
آثار ماندگار دوباره تکرار میشوند باصدای همیشه صدای آقای صدا، صدای شب مرد تنها،صدای هزارو یک شب
به قول فروغ فرخزاد تنها صداست که می ماند
وعده می دهم به یاران عاشق ترانه آخرین برگ از کارنامه هنری استاد بابک بیات( به قول معروف شاهنامه آخرش خوشه)
فکر می کنم این قسمت شیرین ترین قسمتش باشه چون هم پس از عروج ملکوتی استاد است وهم یاران در تبعیدش دوباره
پس از سالیان او رو همراهی می کنن.
دوباره می شود آری به باغ گل رویاند
دوباره می شود آری به دشت سبزه رویاند
دوباره می شود از خانه های شاد گذشت
دوباره می شود از کودکان ترانه شنید
شنیدن صمیمی ترین آثار و خلق نو بهاری تازه برای موسیقی سر گردان این دیار دراین فصل بد خاکستری و
بی هویتی بی شماری از ترانه های اخیر دیگر دوستان ، برگ زرین دیگری در کارنامه هنری این مثلث
جادویی خواهد بود.
به امید آن روز
شاد باشید
امیر(رازقی)
می تونیم با هم بخونیم دوباره شعر رهایی..........
با نوید این آلبوم کار وبلاگم رو آغاز میکنم.

|