تبليغاتX
برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

razeghiha

امیر جمشیدی

razeghiha

http://razeghiha.blogfa.com

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

تنهایی هایم را با ترانه ها ساختم
ترانه هایم را در تنهایی ها ساختم

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


جوانه

شب آهسته قدم بر نمی دارد،با شتاب و بی شتاب!صدا نزن،آنکه خواب است،سالهایی دور و دیرمرده است!

آنکه بانگ بیداری می زند،مرگ است .شب بی چراغ است.ستاره رفته است،ماه بی خبر کوچ کرده است .

انتظار رفتن نیست،چون کسی نیامده است.تازیانه های باد،بی محابا،فریاد بی آبرویی سر می دهند.

تنهای تنهایی،بی قرار یک درنگ رویایی،حاشیه نشین گود سربلندی،رقاصه مشهور شهر نابینایان.همنشین قدیمی پیر دیوانگان.رهگذر بی حواس کوچه های بی دیوار.آواره یک لحظه،برای تماشای ملکوت آدمیت.خسته از گذار بی نگاه عابران اجباری.

ایست،گناهکار بی اجازه قدم بر نمی دارد.فراموش نکن،روز بزرگ فراموش شدنت را.

حریم حرمت پرنده را نگاه نمی دارند،حواست باشد،قفست هم رو به ویرانیست. بی پرده ماجرا را شرح دهم:روزگاریست تلخ برای مردمانی مجبور...

و ای کاش به درخت خانه سنگدلان،دخیل نمی بستیم...

 

شعر من از عذاب تو ، گزند تازيانه شد
ضجه ي مغرور تنم ، ترنم ترانه شد

حماسه ي زوال من ، در شب تلخ گم شدن
ضيافت خواب تو را ، قصه ي عاشقانه شد

براي رند در به در ، اين من عاشق سفر
واي كه بي كراني حصار تو كرانه شد

واي كه در عزاي عشق ، كشته شد آشناي عشق
واي كه نعره هاي عشق ، زمزمه ي شبانه شد

اي تكيه گاه تو تنم ، سنگر قلب تو منم
واي كه نيزه ي تو را ، سينه ي من نشانه شد

درخت پير تن من ، دوباره سبز مي شود
كه زخم هر شكست من ، حضور يك جوانه شد

واي كه در حضور شب ، در بزم سوت و كور شب
شب كور وحشت تو را ، قلب من آشيانه شد

واي كه آبروي تو ، مرد انالحق گوي تو
بر آستان كوي تو ، جان داد و جاودانه شد

من همه زاري منم ، زخمي زخمه ي تنم
براي هاي هاي من ، زخمه ي تو بهانه شد

هر چه تبر زدي مرا ، زخم نشد ، جوانه شد(ایرج جنتی عطایی)

امیر جمشیدی دوشنبه 28 آبان1386  نظر بدهید!

ابی و گوگوش

وقتی دفتر موسیقی ایران رو ورق میزنم ناخدا گاه همیشه دو نام میبینم که در صدر خواننده های مرد و زن ما قرار دارند شاید اگر یک فرد غیر ایرانی بخواهد موسیقی و خوانندگی ایران رو بشناسد به این دونام بزرگ بر میخورد. کسانی که شاید تمام معیار های حضور در صحنه های جهانی رو دارند. هنرشان نه تقلیدی است نه ساختگی و صدا زیبا را به معنای واقعی دارند این را میلیونها هوادار این دو نفر تایید میکند. هنر شان نه تنها صدای زیبایشان نیست که صدا تنها یک بخش قضیه است , نوع اجرای منحصر به فرد  این دو که از آغاز تا به امروز همراهشان بوده این واقعیت جهانی بودنشان را تایید میکند. بهترین اجرای کنسرت در بین خواننده های ایرانی را دارند. بی شک میتوان این دو را محبوبترین یا به بیانی بهترین خواننده های زن و مرد ایران دانست.

این مقدمه ای کوتاه بود برای معرفی دو اسطوره دو جاودانه صدا که کسانی نیستند جز ابی و گوگوش

ابی آقای صدا , صدایی به وسعت دریاها ابر مرد موسیقی ایران برنده چند فستیوال معتبر جهانی در رابطه با صدا ,کسب لقب استاد جهانی صدا

گوگوش شاه ماهی هنر ایران و زیبا بانوی آواز خوان ایران صدایی محبوب تمام مردم فارسی زبان دنیا

 

 دو ترانه زیبا از استاد ایرج جنتی عطایی که این دو عزیز اونا رو باصدای جاودانیشون خوندن تقدیم میکنم تمام عاشقان این سوپر استارها:

 

شب شیشه ای

 

ما به هم محتاجیم مثل دیوونه به خواب

مثل گندم به زمین ,مثل شوره زار به آب

مابه هم محتاجیم ما به هم محتاجیم

 

مابه هم محتاجیم مثل ما به آدما

مثل ماهی ها به آب, مثل آدم به هوا

ما به هم محتاجیم ما به هم محتاجیم

 

دستامون از هم اگه دور بمونه

شب شیشه ای دیگه نمی شکنه

از تو این شیشه ای همیشگی

خورشید مقوایی سر می زنه

 

به عزای دوری دستای ما

کوچه ها ساکت و بی صدا میشن

بوی رخوت همه جا رو میگیره

همه درها به غربت وا میشن

جاده هامون که به خورشید میرسن

مثل تاریکی بی انتها میشن

 

,

شب گریه

 

ساده بودی مثل سایه

مثل شبنم رو شقایق

مثل لبخند سپیده

مثل شب گریه عاشق

 

بی تو شب دوباره آینه

رو به روی غم گرفته

پنجره بازه به بارون

من ولی دلم گرفته

 

واژه رنگ زندگی بود

وقتی تو فکر تو بودم

عطر گل با نفسم بود

وقتی از تو می سرودم

 

وقت راهی شدن تو

کفترا شعرامو بردن

چشام از ستاره سوختن

منو به گریه سپردن

                                        

رفتی و شب پر شد از من

از منو دلواپسی ها

رفتی و منو سپردی

به زوال اطلسی ها

ابی و گوگوش

امیر جمشیدی پنجشنبه 17 آبان1386  نظر بدهید!

ادبیات نمادین در ترانه های اعتراضی

نماد پردازی در ادبیات جلوه ای از ویژگی های نظم و نثر ایران به شمار می رود. شاعران ایران از دوره مشروطه به بعد در شعر نو از نمادها برای بیان عقاید سیاسی و اجتماعی خود استفاده فراوانی کرده اند.

از پیشگامان این نوع شعر می توان نیما یوشیج را نام برد از ویژگی های بارز شعر نیمایی پرداختن به مسایل اجتماعی با زبانی نمادین است.

مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری را باید از نخستین کسانی دانست که راه نیما را شناختند و به پیروی از او پرداختند.

بعد از این شاعران پر آوازه , شاعر بزرگ و نامی دیگری که از نماد ها برای بیان عقاید سیاسی و اجتماعی خود پرداخته ایرج جنتی عطایی است. او همیشه به این اصل معتقد بوده که اشعار اعتراضی نباید رنگ و بوی شاعرانه  خود را از دست دهند و به صورت شعار در آیند مثل بیشتر ترانه های اعتراضی دیگر , که امروزه کم هم نیستند.

به بررسی کوتاه چند بیت از شعرهای اعتراضی ایرج جنتی عطایی می پردازیم:

 

خونه این خونۀ ویرون

واسه من هزارتا خاطره داره

,

سیل غارتگر اومد

از تو رودخونه گذشت

پل ها رو شکست و برد

زد و از خونه گذشت

 

استفاده از واژه های خونه ,سیل غارتگر , پل ها و... در این شعر به صورت نمادین و نه در جای اصلی خود

این شعر را از نظر معنایی بسیار غنی ساخته. در جای دیگر و در شعر وطن:

 

به نام آهن و گندم

اینک ترانه آزادی

 

آهن و گندم در کنار هم بصورت دو نماد , زیبای خاصی به این شعر بخشیده. در شعر اعتراضی گل سرخ به زیبایی از نمادهایی همچون گل سرخ , کاوه , ضحاک و... استفاده شده.

 

شکفته چون گل سرخ بر سینه های یاران

عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران

,

کاوه هنوزم با ماست بگو بگو به ضحاک

 

زبان شعری ایرج در ترانه های اعتراضی غیر مستقیم و کنایه ای و آمیخته با مضامین و مفاهیم سیاسی و اجتماعی عصر حاضر با بیانی نمادین است, که محصول تجربه چندین ساله وی در عرصه شعر و موسیقی هم در ایران و هم در غربت است.

از اشعار اخیر و زیبای او که با استفاده از تیکنیک های استادانه نماد پردازی سروده شده و حال و هوای دیگری به دنیای ترانه های او بخشیده دو ترانه درخت و  پروانه ای در مشت را می توان نام برد.

  

اون درخت سر بلند پر غرور

که سرش داره به خورشید می رسه منم منم

,

من به فکر غربت مسا فرام

,

من صدای سبز خاک سربی ام

,

رقص دست نرمت ای تبر به دست

با هجوم تبر گشنه و سخت

 

شعر درخت از زیباترین شعرهایی است که با استفاده از همین زبان نمادین بیان شده استفاده از واژه های درخت, مسافر, خاک سربی و... در این زمینه مشهود است  بیان وضعیت ملت ایران به عنوان یک ملت خواهان پیشرفت, آزادی که به آن مجال نمی دهند بسیار زیبا به صورت نمادین بیان شده و اسباب ماندگاری این اثر شده است, فراموش نکنیم صرفاً نمادها باعث ماندگاری یک اثر نمی شوند بخشی از ماندگاری یک اثر به واسطه ذات و درون آن اثر است.

ایرج جنتی عطایی همواره از نمادها برای بیان اشعار خود استفاده کرده تعداد اشعار به این سبک او بسیار زیاد هستند و متاسفانه در این جا نمی توان به تمام آنها پرداخت آنچه که مطالعه کردید تنها تعداد محدودی از ابیات اشعاری از او بود که امیدوارم رضایت شما عزیزان رو هم گرفته باشم.

شاد باشید

امیر(رازقی)

ایرج جنتی عطایی

 

امیر جمشیدی پنجشنبه 10 آبان1386  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
وبلاگ ترانه های من
خسرو شکیبایی هم رفت... // اعلام نتایج نظر سنجی حسرت پرواز
18 تیر
روز صدا - نظر سنجی
غزل باران
ابی اگر خلیج را در دبی بخواند خیانت کرده است!
تکه ای نان و جرعه ای آب
خوشا عشق و خوشا ایثار
حمایت از دانشجویان دستگیر شده
اسپندارمذگان
درباره وب
تنهایی هایم را با ترانه ها ساختم
ترانه هایم را در تنهایی ها ساختم

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ