تبليغاتX
برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

razeghiha

امیر جمشیدی

razeghiha

http://razeghiha.blogfa.com

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

تنهایی هایم را با ترانه ها ساختم
ترانه هایم را در تنهایی ها ساختم

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


19 دی ماه تولد ایرج جنتی عطایی مبارک

                                         

 

با درورد به استاد ترانه ایرج  جنتی عطایی عزیز تولدت مبارک , تبریک مرا بعنوان یکی از جوانان سرزمینت بپذیر , جوانی که ترانه هایت بخش مهمی از زندگیش است ایرج عزیز زندگی من با ترانه های تو عجین شده ; با "پوست شیر" از خواب بیدار میشوم و با "یاور همیشه مومن" سر بر بالین میگذارم عشق بازی را از "پل" می آموزم و با "رازقی" به معراج ترانه های ناب میروم ; وای , وای... خدایا یک انسان چقدر می تواند هنرمند باشد! چقدر میتواند احساس داشته باشد! که اینگونه کلامی را بگوید در چنین زیبایی واژه ای و بار معنایی "ترسم از بی رحمی شب نیست ,ترسم از دلتنگی فرداست".

ایرج عزیز در ترانه "رازهمیشگی شدن" اردلان سرفراز گفته "هیچ عاشقی , عاشقی رو یاد نگرفته از کتاب" ولی من باید بگویم که عاشقی واقعی رو از ترانه های ناب تو آموختم "خورجینم اگه قدیمی اگه بی رنگ و پاره , برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره , واسه من بود و نبوده هرچی که دارم همینه , خورجینی که قلب این عاشق ترین مرد زمینه".

ایرج عزیز صمیمانه ترین آرزوها را برایت دارم  و از خدا میخواهم هر چیزی که میخواهی به آن دست یابی و از این تبعید برگردی , برگردی به سرزمین مادریت جایی که در آن این زبان غنی پارسی را آموختی ,زبانی که به وسیله آن زیبا ترین ترانه ها و ترکیب ها را برایمان سرودی . ایرج عزیز دوست دارم بدونی من این افتخار بزرگ رو داشتم  که در جایی که تو درس خواندی و دیپلمت را گرفتی من هم همانجا بودم , درست است که حدود 40 سال این اختلاف بوده زمانی که من دیپلم گرفتم از زمانی که تو گرفتی اما باور کن واقعا احساس خوبیست که وقتی فکر میکنی اسطوره ای مانند ایرج جنتی عطایی بزرگترین ترانه سرای تاریخ ایران جوانیش با جوانی تو در یک مکان گذشته.

با آرزوی سلامتی برای تو طلایه دار ترانه نوین ایران «تولدت مبارک»

به قول ابی : زنده باشی الهی هزار سال

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از حیاط های ازدحام و انزوا
از حیاط های
کودکان هدر
و
زنان پا به زا
"استواران" لغوه
کبوتر بازان زمینگیر
و پیرزنان لاجورد و گرد آجر
از حیاط های رخت و رخت و رخت
از حیاط های حوض های غسل و وضو
از حیاط های
زن پدر نشانده
هوو ، پدرخوانده
از حیاط های قرض و قسط و مساعده
روضه ، نذر ، دخیل
از حیاط های رادیو ، "تپاز"
"راشد"
و "مهوش"
از حیاط های "گلپا و یاحقی"
از حیاط های "اسمیرنوف"
شلاق
نعره های پدر
و هق هق های مادر
از حیاط های امیدهای مبهم و رویا

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از کوچه های پرسه پس لیس
از کوچه های چولی
کولی و ساک ساک
از کوچه های نَسَق
حیدر حیدری
و قُرُق
از کوچه های هیئت ، کُتَل ، زنجیر
از کوچه های "تاج" ، "پرسپولیس"
"بهمنش" و "قلیچ"
از کوچه های نگاه های خواستار
و سلام های سرخ آبی
از کوچه های
دیدارهای پنهان
سایه های مشکوک
نفس بریدگی
از کوچه های "مشیری" ، "فروغ"
از کوچه های خاطرات مکتوب
و بلوغ

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از شهرهای انتقال
مهاجرت
تبعید
از شهرهای گنبد
باغ ملی
بازار
از شهرهای هِل ، گلاب ، فرش ، چای
از شهرهای دوچرخه ، ترن ، هواپیما
قاطر
از شهرهای پاسبان ، دژبان ، ژاندارم
از شهرهای پایگاه ، پادگان ، پاسگاه
از شهرهای زرد زخم ، صرع
خوره
از شهرهای فقر ، مرگ
و
نفرین مادران
از شهرهای ژنرال ها
حکومت نظامی
و
انتخابات
از شهرهای رود ، کوه ، دشت
از شهرهای"هدایت"،"جلال"،"ساعدی"،"صمد"
از شهرهای وداع های معطر
و اشک

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از خیابان های پلاکارد
و گاردن پارتی
ساندویچ ، آبجو ، "زر"
از خیابان های "بخت آزمایی"
فال ، تصنیف
از خیابان های "کیهان" ، "اطلاعات"
از خیابان های "قیصر" ، "گاو" و "مغول ها"
از خیابان های "منفردزاده" ، "داریوش"
"وثوقی" ، "گوگوش"
از خیابان های مشاعره ، جدول ، صف
از خیابان های تعزیه ، غزل ، سرود
از خیابان های راهپیمایی

اعلامیه
قطعنامه
قیام
از خیابان های مجاهد ، چریک ، پیش مرگ
از خیابان های طویل بی برگشت
و بغض

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از اتاق های آخرین تردید ، 
اولین بوسه
از اتاق های رنگی پوستر :
"پله" ، "تختی" ، "کِلی"
و "تیم ملی فوتبال"
از اتاق های نقشه ، مینیاتور
و خط نستعلیق
از اتاق های "جنگ شکر" ، "پاشنه آهنین" ، "مادر"
از اتاق های بحث ، انشعاب ، انگ
از اتاق های "مصدق" ، "مائو"
"استالین" و "علی"
از اتاق های اختفا ، گریم
لو رفتن
از اتاق های تفتیش ، دستبند ، بی سیم
از اتاق های کابل ، قپان ، بازجو
و تردید
از اتاق های سرد ِ تو در تو
و هق هق

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از سلول های ترس های بسیار و امیدهای اندک
از سلول های خودآموز و دیکشنری
از سلول های یقلاوی
سه سیگار روزانه
و شبان مقطع ِ کابوس
از سلول های دغدغه ، دوار ، درد
از سلول های زخم ، عفونت ، ورم
از سلول های شمارش آجر ، قدم ، میله
از سلول های حیاط ، هواخوری ، رمز
و حسرت یک آغوش
از سلول های "چه گوارا"
"شریعتی" و "خوجه"
از سلول های
فریب دادن زندانبان
فریب دادن خویش
از سلول های فراموش کردن
به خاطر آوردن

از سلول های اشک های یاغی
و غضب های رام
و امید

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از سال های "ناست" ، خضاب ، ادوکلن ، و "فرخزاد"
از سال های کنکور ، کار و اجباری
از سال های "بن بست" ، "جمعه" ، "کمکم کن" ، "شب"
از سال های "شاملو" ، "اخوان" ، "نیما"
از سال های "سارتر"، "فلینی" ، "برشت" ، "جشن هنر"
از سال های اعتصاب ، گاز اشک آور ، دود ، لاستیک
از سال های نعش ، "اوین" ، "چیتگر"
از سال های "پویان" ، "رضایی" ، "خسرو" و "کرامت"
از سال های جهل ، توطئه ، فریب
از سال های قتل عام انقلاب
از سال های سایه روشن سیال
و شک

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
تا با دهان کوچک تو بخوانم
آواز سرزمین صبورم را
در جشن زادروز کودک آینده

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را و عاشقانه گذر کردم ...(ایرج جنتی عطایی)

امیر جمشیدی دوشنبه 17 دی1386  نظر بدهید!

رازقی ,ضیافت عشق

میخوام در مورد ترانه رازقی باهاتون صحبت کنم ترانه ای سراسر عشق و ملودی ناب.

اول یک سری تو ضیحات  مختصر در مورد خالقان این اثر بدم:

ترانه آن از استاد ایرج جنتی عطایی است , آهنگ سازی و تنظیم این اثر از فرید زولاند است وخواننده این ترانه ماندگار کسی جز آقای صدا ابی نیست که با احساسی زیبا این اجرای فراموش نشدنی را انجام داده است لازم به ذکر است که این اثر اولین کاری بود که این سه بزرگ همه باهم در یک اثر نقش داشتن البته که قبل از این ترانه هم همکاریی هایی بوده ولی تا این وقت هرگز هرسه در کنار هم در یک اثر نبودن.این سومین ترانه ای بود که ابی از ایرج در بعد از انقلاب خوند.

بریم بپردازیم به خود اثر:

آهنگ با تنظیم و ملودی رویایی فرید زولاند شروع میشه , چیره دستی فرید زولاند رو در آهنگ سازی به راحتی متونیم در همین آغاز لمس کنیم چراکه اون گیتاری که نواخته میشه واقعاً آدمو غرق عشق میکنه عشقی از موسیقی برای گم شدن در یار,

بعد از حدود 50 ثانیه هنر نمایی فرید زولاند , ابی آغاز کلام ایرج را با عشق میخواند چه زیبا میخواند:

 

از تو تا ویرونی من

از تو تا مرز شکستن

فاصله وا کردن در

فاجعه صدای بستن

 

چه زیبا ایرج سروده " ویرونی من بخاطر معشوق تا مرز شکستن مرا برده ", "فاصلمون قدۀ یک در ,دوری دستامون رو به یک فاجعه تشبیه کرده"

دو باره ابی با همان احساس عاشقانه میخواند با بیان و لحنی یک مقدار اعتراضانه که نشان میدهد چه زیبا کلام را درک کرده.

 

برای ضیافت عشق

اگه شب , شب غزل نیست

اگه نور آینه به آینه

اگه گل بغل بغل نیست

 

ایرج با بیان زیبا دل پر درد خود اعتراض میکند و فریاد سر میدهد که اگرچه در شب نشینی ما محدودیت ها فراوان است اما عشق محدوده ومحدودیت نمیشناسد و با حسی شاعرانه بسیار شیوا میسراید:

 

برای گلدون دستات

یه سبد رازقی دارم

بهترین قلب تو دنیا

برای عاشقی دارم

 

چه تشبیه زیبایی دست های معشوق رو به گلدانی تشبیه کرده و وجود خود را به یک سبد رازقی و فریاد عاشقی سر میده و ندایی از خورجین قدیمی خود سر میدهد و قلب خود را عاشق ترین قلب دنیا میداند.

باز هم اون ملودی و گیتار و یکتازی فرید زولاند که از وجود خود در این آهنگ مایه نهاده, ادامه میابد ادامه میابد به یکباره آهنگ فرو مینشیند و ابی رویایی شروع به خواندن میکند (واقعا دل آدمو به درد میاره)

 

ترسم از بی رحمی شب نیست

ترسم از دل تنگی فرداست

 

این قسمت که ایرج فراموش نشدنی سروده وابی هم باور نکردنی اجرا کرده به اندازه ای برام جذابه که هر زمانی گوشش میدم اشک در چشمانم حلقه میبنده و بی اراده محو این بیان میشم.

 

ترسم از شب مرگی آواز

ترسم از تدفین قمری هاست

 

باز هم اعتراض این بار همراه با ترس و دلهره از شب مرگی آواز و تد فین قمری ها.

در یک فراز و نشیب در ترانه , ملودی و صدا هم همگام و حساب شده به دنبال ترانه میروند ومیخواند:

 

سهمی از رجعت انسان

سهمی از خدا شدن باش

سهمی از معجزه عشق

سهمی از معراج من باش

 

مراعات نظیر زیبایی در این چند مصرع بکار رفته که گذشتن از آنها بی انصافی است مراعات نظیر زیبا و مناسبی در کلمات رجعت , معجزه , معراج که جلای خاصی به این ترانه بخشیده.

لازم به ذکر است که آهنگ باز هم با آن تنظیم و ملودی ناب و آن صدای خوش گیتار فرید زولاند پایان میپذیرد.

امیدوارم از این پست من خوشتون اومده باشه منتظر نظراتتون هستم.

امیر

امیر جمشیدی چهارشنبه 5 دی1386  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
وبلاگ ترانه های من
خسرو شکیبایی هم رفت... // اعلام نتایج نظر سنجی حسرت پرواز
18 تیر
روز صدا - نظر سنجی
غزل باران
ابی اگر خلیج را در دبی بخواند خیانت کرده است!
تکه ای نان و جرعه ای آب
خوشا عشق و خوشا ایثار
حمایت از دانشجویان دستگیر شده
اسپندارمذگان
درباره وب
تنهایی هایم را با ترانه ها ساختم
ترانه هایم را در تنهایی ها ساختم

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ