من یک طرفدارم ، گلویم پر از فریاد رهایست ، گوشم پر از حرف های بیهوده...
در ایران هستم می خواهم همدم روزهای تنهاییم را ببینم ، فقط یک بار به اندازه یک بوسه ، یک ثانیه...
ای کاش میشود این فریاد را نوشت بغض را ، احساس دلتنگی را...
عیبی ندارد در عوض می توان عشق را نوشت ، مینویسم عاشقم ،عاشق صدا...
همه چیزم را گرفته اند این را هم شما میخواهید بگیرید...
برای عشقم خط قرمز میکشید به او میگویید چه بخواند که اگر بخواند من از دیدارش محروم میشوم.
از تعهد می گویید ، تعهد به چی؟ تعهد به کی؟
از تعهد به طرفدار بگویید طرفدار عاشق...
او تعهد دارد به من که خلیج را نمی خواند چون اگر بخواند من از دیدارش محروم میشوم!
پس او تعهد دارد به من تعهد دارد ، با جسارت نمی خواند و همه ی این فشار ها و جو سازی ها را به جان میخرد که من را در این موقعیت قرار دهد که او را ببینم به اندازه همان بوسه!
بالا نشینان اربده گو کجا بودید قبل از این ... چه کردید..
حالا با این میکروفن های 100 من یه قاز باد به گلو می اندازید و تمام گذشته را به فراموشی میگیرید، خوشبختانه کارنامه همه نمایان است...
آن وقت که در خواب زمستانی به سر می بردید و درد وطن نداشتید ما گوش میدادیم صدای عشقمان را که واژه هایش دنیایی تعهد بود :
شکفته چون گل سرخ بر سینه های یاران
عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران
هر چند که الان هم میخواند و هنوز که هنوز است بر تعهد خود به ایران استوار مانده و تا زمانی که بخواند میماند.
بارها گفته ام...
بار دیگر هم میگویم،
اگر خواندن ترانه ی خلیج فارس در دبی باعث شود که ابی دیگر نتواند در دبی بخواند ، ابی خیانت کرده به میلیون ها هوادار عاشق که منتظر فرصتی می گردنند که روزی شاید به اندازه ی همان بوسه وقت دیدن او را بیابند.
آقایی که در لس آنجلس نشسته ای و یا همراهانت در لندن و واشینتن که خود را نماینده و جانشین کورش کبیر میدانید و پرچم مقدس شیر خورشید را ارث پدریتان و هروز با یک حیله آن را به حراج میگذاری لطفا برای یک اسطوره که میلیون ها میلیون عاشق دارد تعیین تکلیف نکن چون او خود خوب میداند تعهد چیست و از کجا آمده و به خاطر همین دانستن است که الان اسطوره شده و شما و امثال شما حقیران نمیتوانید کم ارزش ترین موجود در مقابلش باشید چه برسد که بخواهید مقابلش بایستید و امر به معروف و نهی از منکرش کنید، که با این کارتان من را به یاد هم نوع های در ظاهر دشمن خود در این طرف از آبها می اندازید.
|